مهمانسرای دو دنیا
اریک امانوئل اشمیت

مهمان سرای دو دنیا مکانیه که افراد حاضر در اون، در این دنیا (دنیای زمینی) در کماند و وضعیتشون نامعلومه، این مهمان سرا آسانسوری داره رو به دنیا و رو به مرگ. داستان در مورد چند نفری هست که الان توی این مهمانسرا هستند
اصطلاحات (شخصیت پردازی)

شخصیتپردازی، ساختن و پرداختن شخصیت برای یک روایت است. شخصیتپردازی یکی از عناصر ادبی است که ممکن است در یک اثر هنری دراماتیک یا مکالمات روزمره به کار گرفته شود. ممکن است شخصیتها از طریق بیان اوصافشان، اعمالشان یا سخنانشان یا افکارشان یا فعل و انفعالاتشان در برخورد با شخصیتهای دیگر معرفی شوند.
اصطلاح شخصیتپردازی در اواسط قرن ۱۵ معرفی شد. ارسطو پیرنگ(طح داستانی) را متقدم بر شخصیت میدانست در قرن ۱۹ این دیدگاه معکوس شد یعنی واقعگرایی در رمان و بعدها پیشرفتهای تأثیرگذار در علم روانشناسی، تقدم شخصیت در داستان (روایت شخصیتمحور) را ، تأیید کرد.
عکسالعملی که شخصیتهای دیگر در قبال او انجام میدهند) منجمله واکنشهایی که شخصیتهای دیگر به شخصیتی که در نظر داریم انجام میدهند، ویژگیهای شخصیت را استنتاج کند و شخصیت را بشناسد.
شخصیتها در تئاتر، تلویزیون و سینما از شخصیتهای رمانها متفاوت هستند از این جهت که ممکن است بازیگران توصیفات نویسنده از یک شخصیت و دیالوگها را به شیوهی منحصر به فرد خودشان تفسیر کنند تا بتوانند لایههای جدیدی به شخصیت اضافه کنند و به شخصیت عمق ببخشند. و این موضوع باعث میشود که منتقدان بتوانند بازیگرهای مختلفی که نقش بانو مکبث را بازی کردهاند، مقایسه کنند. تفاوت اساسی دیگر این است که در درام بر خلاف رمان یا داستان کوتاه، امکان این وجود ندارد که بتوانیم وارد ذهن شخصیتی بشویم و باطن شخصیت را ببینیم .

گروه هنری واحد شما را به دیدن نمایشنامه خوانی "عاشقانه های زال و رودابه "دعوت می کند
تئاتر و همزادش

کتاب تئاتر و همزادش ، مجموعه نوشتارهایی از آنتونن آرتو دربارهی تئاتر که در ۱۹۳۸ منتشر شده است. اهمیت و شهرت این کتاب نه تنها مختص به دنیای تئاتر نیست بلکه بینشی عمیق و فلسفی نسبت به زندگی و انسان دارد.
آرتو کار خود را به عنوان حملهای به تفکر تئاتری رایج ، در مخالفت با نشاط حاصل از تجربه حسی تماشاگر، در مقابل قرار دادن تئاتر در میان گونهها و فرمهای ادبی و ضرورت بیان در برابر خشنودی مخاطبان، طرحریزی کرده است. آرتو در این کتاب، تئاتری را که تنها مایه ی تفریح و سرگرمی تماشاگر باشد محکوم می کند و به جست و جوی نمایش خالص و ناب می رود که از تمامی امکانات صحنه بهره گیرد و به کمک ابزار فرازبانی مانند موسیقی، نور، حرکات و اشارات، به ناخودآگاه تماشاگر راه یابد، نیروهای شگفت انگیز درونی اش را فراخواند، عصیانی در وجودش برانگیزد تا سرانجام او را به نوعی رهیدگی و پالایش رهنمون گردد.
این مجموعه نوشتار به صورتی قدرتمند بر فلسفهی کارگردانی کسانی چون پیتر بروک مؤثر بوده است. این کتاب جزء صد کتاب برتر قرن لوموند نیز می باشد.
سبکهای نمایش (ابزورد)

تئاتر ابزورد یا پوچی هیچ گاه به عنوان مکتبی واحد قلمداد نشد، بلکه مرکب از گروهی نمایشنامه نویس بود که کم و بیش درزمان واحدی ظهور یافتند و تقریبا دیدگاه مشابهی نسبت به زندگی داشتند. آنچه به این گروه اهمیت می دهد، نظر بدبینانه ی آنها نسبت به هستی نبود، بلکه تلاش کردند شکل نمایش را با مضمون یا محتوای آن تطبیق دهند. به بیان دیگر این گروه ظاهرا معتقد بودند که اگر زندگی بی معنا و پوچ است این پوچی را فقط می توان به کمک شکلی همانقدر پوچ و بی معنا بیان کرد. از این رو آنها وارثان مکتب دادائیسم بودند. مشهورترین نمایشنامه نویسان این سبک ساموئل بکت با نمایشنامه های معروفی همچون “در انتظار گودو” و “پایان بازی” و اوژن یونسکو با نمایشنامه هایی چون “آوازه خوان طاس” و “صندلی ها ” هستند. اصطلاح پوچی را – به معنی بیان هستی بی معنی و کوشش های بیهوده ی انسان – برای نخستین بار آلبر کامو درمقاله اش به نام “اسطوره ی سیزیف“برای شرح موقعیت انسان به کار برد.